معنی کوفی

معنی کوفی

6 بازدید
[ ] (ص نسبی) منسوب به کوفه که از امهات بلاد مسلمانان است. (از انساب سمعانی). منسوب به کوفه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || مردم کوفه. ج، کوفیون. (ناظم الاطباء). اهل کوفه. از مردم کوفه. (فرهنگ فارسی معین): شیخی است کوفی، دشمن صوفی از کربلا و نجف آمده، هدایا و تحف آورده. (از منشآت قائم مقام). - امثال: اهل کوفه ؛ بی وفا. زنهارخوار. (امثال و حکم دهخدا ج ۳ ص ۱۴۰۵). کوفی وفا ندارد، نظیر: الکوفی لایوفی. کوفیها؛ بی وفای به عهد. پیمان شکن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || نوعی رسم الخط. نام قسمی خط. قسمی خط عربی. قسمی از خطوط اسلامی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). الفبای قدیم عربی به الفبای نبطی نزدیک است و این الفبا همان است که کمی دیرتر دو قسم خط متمایز «کوفی» و «نسخ» را در میان عرب حجاز بوجود آورد. قدیمترین آثاری که به خط کوفی و زبان عربی موجود است دو کتیبه است که یکی به سه زبان یونانی، سریانی و عربی در یمن است و تاریخ ۵۱۲ م. دارد و دیگر کتیبه ای است به دو زبان یونانی و عربی در یک معبد مسیحی واقع در حران. شباهت زیادی که این خط عربی با ترکیب خط نبطی و سریانی دارد، معلوم می سازد که خطوط عربی ابتدایی باید از آن دو خط اقتباس شده باشد. ابن الندیم می گوید: خط عربی در ابتداء چهار قسم: مکی، مدنی، بصری و کوفی بوده است. پس از آنکه خط عربی به تدریج رایج گردید معمولاً کتابت مصاحف و کتابها و نامه ها و غیره فقط به دو خط کوفی و نسخ انحصار داشت و تنوعی در خطوط مشهود نگردید. بعضی گویند که «اقلام سته» که اصول خطوط متداول اسلامی است، یعنی: محقق، ریحان، ثلث، نسخ، توقیع و رقاع را ابن مقله از خط کوفی اقتباس کرده است. (از ایرانشهر ج ۱ صص ۷۶۰-۷۶۴ تألیف مهدی بیانی). و رجوع به همین مأخذ و اطلس خط تألیف حبیب اللََّه فضائلی صص ۹۵-۱۹۳ و خط در همین لغت نامه شود. - کاف کوفی؛ مقابل کاف چخماقی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - مثل الف کوفی؛ برهنه. کج. خمیده. (امثال و حکم ج ۳ ص ۱۴۰۴): معروف به بی سیمی مشهور به بی نانی همچون الف کوفی از عوری و عریانی. سنایی. نزد رئیس چون الف کوفی آمدم چون دال سرفکنده خجل سار می روم. خاقانی. و رجوع به «الف کوفی» شود. - مثل الف کوفیان. رجوع به ترکیب قبل شود: دستگهم بین چو کف صوفیان قامت من چون الف کوفیان. خواجو (از امثال و حکم ج ۳ ص ۱۴۰۵). و رجوع به «الف کوفیان» شود. || آنچه از فقها و لغویان و نحویین و غیره بدین شهر منسوب است و نزدیک به تمام، همه ایرانی هستند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کوفه شود.
(اِخ) رجوع به ابوالقاسم علی بن احمد کوفی شود.

کلمات هم‌قافیه با «کوفی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید