معنی کوشالنگ
5 بازدید
[ لَ ] (اِ) بیل. || پشت بند چوبین در. || کندهٔ محکمی که بر گردن سگ نهند. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس). || منجنیق. (ناظم الاطباء). || (ص) مرد گول و نادان. || خروس کلان. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس).
کلمات همقافیه با «کوشالنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر