معنی کوس بستن
9 بازدید
[ بَ تَ ] (مص مرکب) خود را گرد کردن جستن را چنانکه شیر و ببر و پلنگ و گربه و مانند آن. ابتدای حملهٔ ددگان چون شیر و ببر و پلنگ. خود را برای جستن گرد کردن، چنانکه درنده ای به سوی آدمی یا بچه گربه ای چون رسنی بر زمین کشند. جمع کردن شیر و ببر و پلنگ خود را به جانب دامی جستن از دور. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || حمله کردن سباع. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «کوس بستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر