معنی کور راهنشین
7 بازدید
[ رِ نِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) کوری که بر راه نشیند. نابینایی که بر سر راه نشیند. کور درمانده : فلک کبود و زمین همچو کور راه نشین کسی که ماه تو بیند رهد ز کور و کبود. مولوی.
کلمات همقافیه با «کور راهنشین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر