معنی کورکور کردن
6 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) کورکور کردن چراغ؛ سخت ضعیف روشنایی دادن آن. با روشنایی کم گاهی شعله برکشیدن و گاهی فرونشستن شعلهٔ آن چنانکه چراغ و روغنش بپایان آمده. گاهی شعله نداشتن و گاهی شعلهٔ خرد داشتن آن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «کورکور کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر