معنی کورکورانه
6 بازدید
[ نَ / نِ ] (ص نسبی، ق مرکب) نسنجیده. ناسنجیده. علی العمیاء. کورانه. (فرهنگ فارسی معین). علی العمیاء. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به کورانه شود. - اطاعت کورکورانه؛ پیروی نسنجیده و بی گفتگو از کسی. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کورکورانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر