معنی کورکنان
6 بازدید
[ کو کُ ] (ق مرکب) در حال کور کردن. و رجوع به کور کردن شود. || در حال محو کردن و از بین بردن آثار و نابود کردن نشانه ها: پی کورکنان حریف جویان ز آنگونه که هیچ کس ندانست.انوری. و رجوع به کور کردن شود.
کلمات همقافیه با «کورکنان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر