معنی کورمالی کردن
5 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) دست مالیدن به اشیاء در تاریکی برای یافتن چیزی. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کورمالی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر