معنی کورمالی
6 بازدید
(حامص مرکب) دست مالیدن به اشیاء در تاریکی برای یافتن چیزی. و رجوع به کورمالی کردن شود.
کلمات همقافیه با «کورمالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر