معنی کودکی کردن
6 بازدید
[ دَ کَ دَ ] (مص مرکب) چون کودکان رفتار کردن. عادت و رفتاری درخور کودکان داشتن. مناسب شأن طفولیت رفتار کردن. اخلاق و اعمالی درخور سنین کودکی داشتن و از دستورها و اندرزهای بزرگان پیروی کردن : در دبیرستان خرسندی نوآموزی هنوز کودکی کن دم مزن چون مهر داری بر زبان. خاقانی. || نادانی و جهالت کردن. به دستور خرد و آیین مصلحت رفتار نکردن : خداوندان حقیقی شما ماییم، کودکی نکنید و دست از جنگ بکشید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۲۷). گفت: آمده ام تا جالوت را بکشم. گفتند: کودکی مکن. (قصص الانبیاء ص ۱۴۸).
کلمات همقافیه با «کودکی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر