معنی کودکوش
6 بازدید
[ دَ وَ ] (ص مرکب) کودک مانند. بچگانه. (فرهنگ فارسی معین): مرد خدا کی کند میل به لذات خلد در دل کودک وشان لذت حلوا طلب! وحشی بافقی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کودکوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر