معنی کوخ

معنی کوخ

5 بازدید
[ کو / کُ ] (اِ) خانه ای باشد که آن را از چوب و نی و علف سازند. (برهان). خانهٔ خرپشته که از چوب و علف و نی سازند، بخلاف کاخ که خانهٔ عالی را گویند و کوخ در قاموس نیز آمده که خانه ای که روزن نداشته باشد. ج، اکواخ. (از آنندراج). خانهٔ نیین. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). کردی، کوخیک (کلبه، مصغر کوخ) و در عربی کوخ، کازه ای از نی و کلک و مانند آن بی روزن. (حاشیهٔ برهان چ معین): دنیا که دو روزه کاخ و کوخی است در راه محمدی کلوخی است. خاقانی (از حاشیهٔ برهان چ معین). || خانهٔ بی روزن را نیز گویند. (برهان) (ناظم الاطباء). || گیاهی که از آن حصیر بافند و در خراسان خربزه آونگ کنند. (برهان). یک نوع گیاهی که از آن حصیر سازند. (ناظم الاطباء). مصحف لوخ است. (حاشیهٔ برهان چ معین). رجوع به لوخ و روخ شود. || چرک کنج و گوشه های چشم را هم می گویند. (برهان). چرک کنج چشم. (ناظم الاطباء). || به معنی کرم هم آمده است، چنانکه گویند: در فلان چیز کوخ افتاده است؛ یعنی کرم افتاده است. (برهان). کرم. (ناظم الاطباء): مشهدی کُوخ؛ کرم. (فرهنگ فارسی معین).
(معرب، اِ) کازه ای از نی و کلک و مانند آن بی روزن، کاخ مثله. ج، اکواخ، کوخان، کیخان، کِوَخة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). کوخ و کاخ؛ خانه ای که از نی برآورده باشند بی روزن و هر دو کلمه دخیل است. (از اقرب الموارد): مُحَرَّد؛ الکوخ فارسیة. الکوخ و الکاخ؛ بیت مسنم من قصب بلاکوة. (تاج العروس). بیت محرد؛ مسنم و هو الذی یقال له بالفارسیة کوخ. (لسان العرب). || هر خانهٔ بدون روزن. (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «کوخ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وخ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید