معنی کوته‌نظر

معنی کوته‌نظر

7 بازدید
[ تَ هْ نَ ظَ ] (ص مرکب) کوتاه نظر. (فرهنگ فارسی معین). ناعاقبت اندیش. (غیاث). غافل : پدر و مادر و فرزند و عزیزان رفتند وه چه ما غافل و مستیم و چه کوته نظریم. خاقانی. در چشمت ار حقیر بود صورت فقیر کوته نظر مباش که در سنگ گوهر است. سعدی. کوته نظران را بدین علت زبان طعن دراز گردد. (گلستان سعدی). تو کوته نظر بودی و سست رای که مشغول گشتی به جغد از همای.سعدی. - کوته نظرفریب؛ فریبندهٔ کوته نظر. فریب دهندهٔ کوتاه بین : این غول روی بستهٔ کوته نظرفریب دل می برد به غالیه اندوده چادری.سعدی. و رجوع به کوتاه نظر شود. || تنگ نظر. (فرهنگ فارسی معین). تنگ چشم. نظرتنگ. خرده نگرش. اندک بین. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) آن که وسعت نظر ندارد: هرچه کوته نظرانند بر ایشان پیمای که حریفان ز مل و من ز تأمل مستم. سعدی. کوته نظران ملامت از عشق بیفایده می کنند تحذیر.سعدی. کوته نظران کنند و حیف است تشبیه به سرو بوستانت. سعدی (کلیات چ مصفا ص ۴۰۷). پس از هفته ای دیدمش بر گذر بدو گفتم ای مرد کوته نظر. نزاری قهستانی (دستورنامه). زین قصه هفت گنبد افلاک پرصداست کوته نظر ببین که سخن مختصر گرفت. حافظ. همان ز سوزن کوته نظر در آزارم اگرچه همچو مسیحا فلک سوار شدم. صائب (از آنندراج). و رجوع به کوتاه نظر شود.

کلمات هم‌قافیه با «کوته‌نظر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ظر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید