معنی کوتاهنظری
4 بازدید
[ نَ ظَ ] (حامص مرکب) عدم تفکر نسبت به عواقب امور. (فرهنگ فارسی معین). و رجوع به کوتاه نظر و کوته نظر شود. || بخل. امساک. تنگ نظری. (فرهنگ فارسی معین). تنگ چشمی. نظرتنگی. اندک بینی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کوتاه نظر و کوته نظر شود.
کلمات همقافیه با «کوتاهنظری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر