معنی کواژه

معنی کواژه

5 بازدید
[ کَ ژَ / ژِ ] (اِ) طعنه زدن و افسوس کردن. (صحاح الفرس). طعنه زدن و سرزنش کردن. (برهان). کواژ. طعنه و سرزنش. (آنندراج). طعنه و سرزنش. (ناظم الاطباء). مصحف گواژه است. (حاشیهٔ برهان چ معین). و رجوع به گواژه و گواژ شود. || سخر و لاغ و مزاح و خوش طبعی. (برهان) (ناظم الاطباء). کواژ. در مقام تمسخر و ریشخند نیز استعمال کنند. (آنندراج). مصحف گواژه است. (حاشیهٔ برهان چ معین). و رجوع به گواژه و گواژ شود. || نان و طعام نیم پخته و تخم مرغ نیم برشت. (برهان). نان و طعام نیم پخته و تخم مرغ نیم پخته. (ناظم الاطباء). رشیدی صحیح این کلمه را «گوازه» می داند و معرب آن جوازق مؤید این قول است. (حاشیهٔ برهان چ معین): و مرغان گردانیدن گرفتند و خایه و کواژه و آنچه لازمهٔ روز مهرگان است ملوک را از سوخته و برکان روده می کردند. (تاریخ بیهقی چ فیاض ص ۵۰۲). - خایه به کواژه کردن؛ تخم مرغ را آب پز کردن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): السلق؛ خایه بکواژه کردن یعنی جوشانیدن. (مجمل اللغة از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || (ص) مزاح کننده. (برهان) (ناظم الاطباء). مصحف گواژه است. (حاشیهٔ برهان چ معین). و رجوع به گواژه و گواژ شود.

کلمات هم‌قافیه با «کواژه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ژه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید