معنی کهوه
6 بازدید
[ کَ هْ وَ / وِ ] (اِ) اسم فارسی قهوه است. (آنندراج) (انجمن آرا) (فهرست مخزن الادویه).[ کُ ] (ع مص) پیر و کلانسال گردیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء): کهت الناقة کهوهاً؛ شتر ماده پیر و کلان سال گردید. (از اقرب الموارد). || په کردن مست بر روی کسی. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). هه کردن مست، و ذلک اذا استنکهت السکران فنکه فی وجهک، و به این معنی از باب فتح آید. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کهوه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وه» برای سرودن شعر