معنی کهن گرگ
6 بازدید
[ کُ هَ / هُ گُ ] (اِ مرکب) گرگ پیر. (آنندراج) (فرهنگ فارسی معین): ز بیم سکه و نیروی شمشیر هراسان شد کهن گرگ از جوان شیر.نظامی. || کنایه از دنیاست. (آنندراج). دنیا و فلک و گردون. (ناظم الاطباء): تیرباران سحر دارم سپر چون نفکند این کهن گرگ خشن بارانی از غوغای من. خاقانی.
کلمات همقافیه با «کهن گرگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رگ» برای سرودن شعر