معنی کهنپیر
4 بازدید
[ کُ هَمْ / هُمْ ] (اِ مرکب) پیر فرتوت و سالخورده. مرد بسیار پیر. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کهنپیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر