معنی کهنپوستین
5 بازدید
[ کُ هَمْ / هُمْ ] (ص مرکب) شخصی که به سبب کبر سن پوست اندامش به رنگ پوستین شده باشد. (از آنندراج) (فرهنگ فارسی معین): کهن پوستینی درآمد به جنگ چو از ژرف دریا برآید نهنگ. نظامی (از آنندراج). || آنکه دارای شکل پیر و لباس کهنه باشد. || پیرمرد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کهنپوستین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر