معنی کهنه گردانیدن
5 بازدید
[ کُ نَ / نِ گَ دَ ] (مص مرکب) کهنه کردن. ازکارافتاده و فرسوده ساختن: ابلاء؛ کهنه گردانیدن. (تاج المصادربیهقی). رجوع به کهنه کردن شود.
کلمات همقافیه با «کهنه گردانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر