معنی کهنلنگ
4 بازدید
[ کُ هَ / هُ لَ ] (ص مرکب) کنایه از کسی یا چیزی که در جایی باشد و از آن برآمدن نتواند. (آنندراج). کسی یا چیزی که در جایی باشد و از آن نتواند خیزد. (فرهنگ فارسی معین). اسب یا آدمی که لنگی او مزمن و کهنه باشد. (گنجینهٔ گنجوی ص ۱۲۸). که از دیرباز لنگ باشد: سمندر چو پروانه آتش رو است ولیک این کهن لنگ و آن خوش رو است. نظامی (از آنندراج). فلک با اینهمه ناموس و نیرنگ شب و روز ابلقی دارد کهن لنگ. نظامی (از آنندراج). نفس بردار از این نای گلوتنگ گره بگشای از این پای کهن لنگ.نظامی. برای دفع این دزد کهن لنگ فلاخن وار خواهم یک بغل سنگ. محمدصالح رافع (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کهنلنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر