معنی کهن‌لنگ

معنی کهن‌لنگ

4 بازدید
[ کُ هَ / هُ لَ ] (ص مرکب) کنایه از کسی یا چیزی که در جایی باشد و از آن برآمدن نتواند. (آنندراج). کسی یا چیزی که در جایی باشد و از آن نتواند خیزد. (فرهنگ فارسی معین). اسب یا آدمی که لنگی او مزمن و کهنه باشد. (گنجینهٔ گنجوی ص ۱۲۸). که از دیرباز لنگ باشد: سمندر چو پروانه آتش رو است ولیک این کهن لنگ و آن خوش رو است. نظامی (از آنندراج). فلک با اینهمه ناموس و نیرنگ شب و روز ابلقی دارد کهن لنگ. نظامی (از آنندراج). نفس بردار از این نای گلوتنگ گره بگشای از این پای کهن لنگ.نظامی. برای دفع این دزد کهن لنگ فلاخن وار خواهم یک بغل سنگ. محمدصالح رافع (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «کهن‌لنگ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نگ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید