معنی کهنسلسله
4 بازدید
[ کُ هَ / هُ سِ سِ لَ / لِ ] (ص مرکب) زندانی کهنه. (آنندراج). آنکه مدتی دراز به زنجیر بسته باشد: بهر ضبط من مجنون که کهن سلسله ام فتنه از گیسوی او سلسله خواه است امشب. محتشم کاشانی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کهنسلسله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر