معنی کهنسالی
4 بازدید
[ کُ هَ / هُ ] (حامص مرکب) عمر بسیار و پیری. (ناظم الاطباء). عمر بسیار داشتن. سالخوردگی. معمری. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کهنسالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر