معنی کهم
4 بازدید
[ کَ ] (ع مص) بددل کردن کسی را سختیهای زمانه از اقدام بر امری. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء): کهمته الشدائد کهماً؛ شداید او را از اقدام بر کاری ترساند. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «کهم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هم» برای سرودن شعر