معنی کهربارنگ
7 بازدید
[ کَ رُ رَ ] (ص مرکب) به معنی لون و رنگ زرد است. (برهان) (آنندراج). کهرباگون. هر چیز زردرنگ. (ناظم الاطباء). به رنگ کهربا. زردرنگ : شد او کهربارنگ چون گشت خشک زمردصفت بود تا بود تر.مسعودسعد. گاهی آید ز گوهری سنگی گاه لعلی ز کهربارنگی.نظامی. ای چون خر آسیا کهن لنگ کهتاب تو روی کهربارنگ.نظامی. || چیزی را نیز گویند که خاصیت کهربا داشته باشد. || کنایه از رباینده و بردارنده. || کنایه از سبک دست. (برهان) (آنندراج) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کهربارنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر