معنی کهدانی
6 بازدید
[ کَ ] (ص نسبی) منسوب به کهدان: سگ کهدانی. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). که در کهدان آسوده زیَد و تن پرور بماند: پیش نایند همی هیچ مگر کز دور بانگ دارند همی چون سگ کهدانی. ناصرخسرو. سگ کهدانی ارچه فربه شد نه ز تازی شکار را به شد.سنایی. اف از این مهتران سیل آور تف بر این خواجگان کهدانی. سنائی (دیوان چ مظاهر مصفا ص ۲۴۲). به منبر کی رود هرگز سری کآن نیست منقادت شکاری کی تواند شد سگی کآن هست کهدانی؟ مجیرالدین بیلقانی.
کلمات همقافیه با «کهدانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر