معنی کنیس
5 بازدید
[ کَ ] (معرب، اِ) کنشت. کنیسه. معبد یهود. (فرهنگ فارسی معین): ای هزاران کعبه پنهان در کنیس ای غلطانداز عفریت و بکیس.مولوی. و رجوع به مادهٔ بعد و کنشت شود.[ ] (اِ) جامهٔ زربفت. (مهذب الاسماء): از ناحیت کومش به دیلمان جامه های کنیس خیزد. (حدود العالم چ دانشگاه ص ۱۴۶).
کلمات همقافیه با «کنیس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر