معنی کنگرهزن
6 بازدید
[ کِ گِ رَ / رِ زَ ] (نف مرکب) ساززن. مطرب. نواگر: با شیخان و نومالان و فالگیران و مرده شویان و کنگره زنان و شطرنج بازان و دولتخوردگان و بازماندگان خاندانهای قدیم و دیگر فلک زدگان صحبت مدارید. (عبید زاکانی). رجوع به کنگر و کنگره شود.
کلمات همقافیه با «کنگرهزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر