معنی کنگاله
6 بازدید
[ کَ لَ / لِ ] (اِ) کنغاله. (فرهنگ جهانگیری). به معنی کنغاله است که خواستن و خواستگاری کردن باشد. (برهان) (آنندراج). کنغاله و خواستگاری و خواستگاری زن و زن خواستن. (ناظم الاطباء). و رجوع به کنغاله شود. || (ص) زن فاحشه و قحبه. (برهان) (آنندراج). روسپی و فاحشه و قحبه. (ناظم الاطباء). || ممسک و بخیل. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). رجوع به کنغاله شود.
کلمات همقافیه با «کنگاله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر