معنی کنوف
6 بازدید
[ کَ ] (ع ص) ناقة کنوف؛ ناقه ای که در جانب و ناحیهٔ شتر راه رود. یا ناقه ای که یک سو شود و چون آن را سردی رسد در ناحیهٔ شتر فروخوابد. ج، کُنف. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || غنم کنوف؛ گوسپند که دور دور باشد و با گله نرود و یا گوسپندی که بر آبستنی نر برجهد بر وی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «کنوف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر