معنی کنودانه
5 بازدید
[ کَ نَ وْ / کَ نو نَ / نِ ] (اِ مرکب) کنودان که شاهدانه باشد و آن تخم بنگ است. (برهان) (آنندراج). تخم آن [ کنب ] که شاهدانه نیز گویند. (فرهنگ رشیدی). حب الفتیان. (مهذب الاسماء). کنودان. رجوع به همین کلمه شود.
کلمات همقافیه با «کنودانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر