معنی کنودان
6 بازدید
[ کَ نَ وْ / کَ نو ] (اِ مرکب) از: کنو + دان (دانه) MMM کنودانه. (حاشیهٔ برهان چ معین). شاهدانه که تخم بنگ است. (برهان) (آنندراج). شهدانه. (فهرست مخزن الادویه). کنودانه. (ناظم الاطباء). رجوع به کنودانه شود.
کلمات همقافیه با «کنودان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر