معنی کنفت
6 بازدید
[ کِ نِ ] (ص) سرشکسته و خوار و خفیف و دمق شده. اصلاً این صفت برای غیرذی روح و به معنی کثیف است: پارچهٔ کنفت، کاغذ کنفت، کتاب کنفت. اما بعد بر سبیل توسع برای انسان نیز به کار رفته است. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمال زاده). کنف. (فرهنگ فارسی معین). و رجوع به کنف و کنفت شدن و کنفت کردن شود.
کلمات همقافیه با «کنفت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فت» برای سرودن شعر