معنی کنعال
5 بازدید
[ کَ ] (ص) بازی که سر و بدن خود را بلند کند چون شکار خود را بیند. || مردی که از پی زنان بلند شود. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس) (از فرهنگ شعوری ج ۲ ص ۲۵۰). || آزمند طعمه و شکار. (ناظم الاطباء). اشتینگاس نوشته به کنغال و کنفال و کیفال مراجعه شود.
کلمات همقافیه با «کنعال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر