معنی کنسک
6 بازدید
[ کَ نِ ] (ص) مرد تنگ چشم و نان کور و به تازی بخیل و ممسک است. (آنندراج). ممسک. بخیل. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به کنس شود.
کلمات همقافیه با «کنسک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سک» برای سرودن شعر