معنی کنسوس
7 بازدید
[ کُ ] (اِخ) از جمله خدایان قدیم روم که مردم را به طریق صواب هدایت می کرد، و رومیان زنان سابین را در عیدی که برای خدای مزبور اقامه شده بود ربودند. (از اعلام تمدن قدیم فوستل دوکولانژ ترجمهٔ نصراللََّه فلسفی).
کلمات همقافیه با «کنسوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر