معنی کند گشتن
6 بازدید
[ کُ گَ تَ ] (مص مرکب) نابُرا شدن. برندگی نداشتن. از برندگی افتادن : خنجر فتنه چو گشت کند در ایام تو حنجر خصم تو است خنجر او را فسان. خاقانی.
کلمات همقافیه با «کند گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر