معنی کند و مند
6 بازدید
[ کَ دُ مَ ] (ص مرکب، از اتباع) از قبیل توابعند یعنی خراب و ویران و کنده شده. (فرهنگ رشیدی): کدام باره که نفکند زنده پیل تو شاه کنون رسوم دیار است و کندومند اطلال . عنصری (دیوان چ قریب ص ۲۰۴). رجوع به کندمند شود.
کلمات همقافیه با «کند و مند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مند» برای سرودن شعر