معنی کند گرداندن
5 بازدید
[ کُ گَ دَ ] (مص مرکب) از اثر انداختن. کم اثر و ضعیف گردانیدن. اکلال. (منتهی الارب): و گاه باشد که با این همه لعوق چیزی که حس را کند گرداند و بی آگاهی افزاید... چون پوست خشخاش و تخم بنگ. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «کند گرداندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر