معنی کنده شدن
8 بازدید
[ کُ دَ / دِ شُ دَ ] (مص مرکب) بند شدن. (غیاث) (آنندراج): کنده شده پای و میان گشته کوز سوختهٔ روغن خویشی هنوز.نظامی.
کلمات همقافیه با «کنده شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر