معنی کنداگر

معنی کنداگر

6 بازدید
[ کُ / کَ گَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) به معنی کندا که حکیم و داناست. (از برهان). کندا. (آنندراج). حکیم و دانا. (ناظم الاطباء). از: «کندا» +«گر» (پسوند شغل و مبالغه) (حاشیهٔ برهان چ معین). منجم. حکیم. کندا. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): مرا این زن پیر چون مادر است یکی چابک اندیش کنداگر است به هر دم زند زین فروزنده هفت بگوید که اندر ده و دو چه رفت. اسدی (از یادداشت ایضاً). سپهدار را بود کنداگری بسی یافته دانش از هر دری بدو گفته بد راز اختر نهان که خیزد یکی شورش اندر جهان. اسدی (از یادداشت ایضاً). || شجاع و دلیر و پهلوان باشد. (برهان) (ناظم الاطباء). کندا. کنداور. (آنندراج). معرب این کلمه «کُنداکِر» به معنی شجاع و جسور است. (از اقرب الموارد). و بهر دو معنی رجوع به کندا و کندآور شود.
[ کَ گَ ] (ص مرکب) نقار. کَندَه گَر. (مهذب الاسماء از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). هیکل تراش. مجسمه ساز. صاحب جهانگیری شاهدی از فرخی آورده... که بی شبهه «کنداگر» نقار است به قرینهٔ مانی صورتگر در مصراع اول و به قرینهٔ خود آزر که کارش بت تراشی یعنی نقاری بوده است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا ذیل «کندا»). کنده گر و حکاک. (ناظم الاطباء). و رجوع به مادهٔ بعد شود.

کلمات هم‌قافیه با «کنداگر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «گر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید