معنی کنجشنج
6 بازدید
[ کَ شُ ] (اِ) معبر زیرزمینی. || کان و معدن. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس). || نقب در زیر دیوار. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس) (از لسان العجم شعوری ج ۲ ص ۲۷۵ الف): به دیوار مستحکم صبر دل کند دزد غم روز و شب کنجشنج. ابوالمعالی (از لسان العجم شعوری ج ۲ ص ۲۷۵). || راه سرپوشیده. || گودال و خندق. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس).
کلمات همقافیه با «کنجشنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر