معنی کنجر
7 بازدید
[ کَ جَ ] (ص) فیل بزرگ جثه و قوی هیکل جنگی را گویند. (برهان) (آنندراج) (از جهانگیری) (ناظم الاطباء). همان کنج یعنی فیل بزرگ جثه و ظاهراً به تصحیف خوانده اند. (فرهنگ رشیدی). مؤلف سراج اللغات گوید: این لفظ هندی است اما در شعر استادان دیده نشده و در سانسکریت کونجره (هر چیز برجسته و ممتاز در نوع خود، فیل). (از حاشیهٔ برهان چ معین).[ کَ جَ ] (اِ) اسم فارسی خرشف است. (فهرست مخزن الادویه). به فارسی کنگر. (از دزی ج ۲ ص ۴۹۲). رجوع به کنگر شود.
کلمات همقافیه با «کنجر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جر» برای سرودن شعر