معنی کنجدین
6 بازدید
[ کُ جُ ] (ص نسبی) منسوب به کنجد. از کنجده کرده. از کنجد. کنجددار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): شمس دنیا تو فخر دین منی فخر دنیا تو شمس دین منی گر همه نیکوان ترینه شوند تو کبیتای کنجدین منی.طیان.
کلمات همقافیه با «کنجدین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر