معنی کنجاله
8 بازدید
[ کُ لَ / لِ ] (اِ) به معنی کنجال است که نخالهٔ کنجد و هر تخم روغن گرفته باشد. (برهان): سعد دین برد کاه آخور ما نیمه ای کاه و نیمه کنجاله. سوزنی (دیوان چ شاه حسینی ص ۳۶۹). رجوع به کنجال و کنجار و کنجاره شود.
کلمات همقافیه با «کنجاله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر