معنی کنبوش
6 بازدید
[ کُمْ ] (ع اِ) گلیم سطبر که در زیر زین اسب قرار دهند. (از اقرب الموارد). از آلات رکوب است که در پشت کفل اسب اندازند و آن را انواع مختلف است که با نقره و یا زر و جز اینها آرایند و مخصوص قضات و اهل علم است. (از صبح الاعشی ج ۲ ص ۱۲۹). روپوشی که روی کفل اسبان سواری می گذارند. ج، کنابیش: کنابیش الزرکش. (از دزی ج ۲ ص ۴۹۲).[ کَمْ ] (ع اِ) پرده ای برای پوشانیدن صورت. ج، کنابش. کنابیش. (از دزی ج ۲ ص ۴۹۱). برقع که بدان روی پوشند. (از ذیل اقرب الموارد، فائت الذیل ص ۵۴۷). رجوع به کنابش و کنابیش شود.
کلمات همقافیه با «کنبوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر