معنی کنبوزه
5 بازدید
[ ] (اِ) بهار عجم و آنندراج آرند: «در جهانگیری و رشیدی به بای موحده و واو مجهول و زای معجمه مکر و فریب ...»: طالب چو به معذرت بهم زد پوزه ناچار ز بخل او گرفتم روزه گل آمد و کنبورهٔ چندی آورد شهرستانی است پر گل و کنبوزه. حکیم شفایی (از آنندراج و بهار عجم).
کلمات همقافیه با «کنبوزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر