معنی کناسی کردن
5 بازدید
[ کَ نْ نا کَ دَ ] (مص مرکب) چاه روبی کردن. زباله بیرون کشیدن : شرط نیست که هر که از پادشاهی درماند کناسی کند. (کیمیای سعادت).
کلمات همقافیه با «کناسی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر