معنی کنارنگدل
5 بازدید
[ کُ / کَ رَ دِ ] (ص مرکب) قوی دل. (ناظم الاطباء). صاحب دل بزرگ. (از فهرست ولف): کدام است گرد کنارنگ دل به مردی سیه کرده در جنگ دل.فردوسی.
کلمات همقافیه با «کنارنگدل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دل» برای سرودن شعر