معنی کمپانی
6 بازدید
[ کُ ] (فرانسوی یا انگلیسی، اِ)شرکت. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). شرکت تجارتی. (فرهنگ فارسی معین). || در تداول فارسی زبانان، صاحب و رئیس شرکت. (فرهنگ فارسی معین). || در تداول عوام فارسی زبان، سخت متمول. عظیم دارا: مگر من کمپانیم. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). پولدار. ثروتمند. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کمپانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر